سكوت!!
 
سكوت پيرامون آثار منتشر شده از هنرمندان و نويسندگان بومي از عادات ديرينه ي ما بوشهري ها است. اما بايد بدانيم كه سانسور كردن آثار توليد شده و عدم نقد و بررسي آن در رسانه هاي گروهي و محافل هنري در دراز مدت به دلسردي هنرمند و حذف خلاقيت در توليد آثار هنري مي انجامد. بايد توجه داشت كه ابداع در موسيقي و پيدايش فرم هاي متنوع، بستگي به نوع نگرش و استقبال جامعه دارد و هرگونه تحولي متأثر از رويدادها و تحولات اجتماعي است و از اين ميان نقش نقد و بررسي آثار، در ايجاد نو انديشي بسيار كارساز مي باشد.
از آنجا كه آقاي علي احمدي همواره در مصاحبه هاي خود نسبت به بنده لطف داشته و از سر فروتني خود را شاگرد و پيرو شيوه نگارنده معرفي نموده است، نمي خواستم كار ايشان را به نقد و بررسي بكشانم تا مبادا بگويند از خودش گفت و حديث هميشگي اهل هنر!
اما چاره اي نبود از طرفي كار او مورد حمله ي سكوت قرار گرفته و از سويي اين اولين فرصت من براي نقد آثار موسيقايي منتشر شده است تا شايد اين سكوت را درهم شكانده و دوستان خود را به تأمل بياندازم. اهالي موسيقي در بوشهر بايد به خودشان شهامت بدهند و به دور از هرگونه تخريب و جنجال به نقد منصفانه آثار توليد شده بپردازند. براستي در طول اين سالها چند اثر توليد شده است و دوستان موسيقي دان كدام را به نقد كشيدند؟! آري اگر نقدي بود لطف و محبت اساتيد و دوستان غير موزيسين بود تا دين خود را به فرهنگ بوميشان ادا كنند كه از آنها بي نهايت سپاسگزارم.
همه مي دانيد كه در اين آشفته بازار هنر، چه مشكلاتي را بايد متحمل شد تا كاري منتشر شود. باور كنيد آنقدر تلخ و دردناك است كه به گمان هم نمي رسد. از مميزي هاي بي مورد و غير كارشناسانه ي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گرفته تا كمبود امكانات و عدم حمايت دستگاهاي زيربط، همه و همه آنقدر كسل آور است كه هنرمند رغبتي براي توليد كار بعدي نمي يابد. براستي در آخر سهم هنرمند چيست؟ آيا سكوت منصفانه است؟
آلبوم «چيش انتظار» كاري از هنرمند ارجمند آقاي علي احمدي از آن دست آثاري است كه انتشار آن به تنهايي صدها تحسين را به دنبال دارد. كاري كه خيلي از گروه ها از عهده ي آن بر نيامده اند. هنرمند خود يك تنه و بدون هيچ پشتوانه ي مالي همه ي كارها را انجام مي دهد و در نهايت خود نيز تهيه و تكثير اثر را به عهده مي گيرد؛ و در انتها ناجوانمردانه به دليل سياست هاي غلط موسيقي در جامعه ايران، سانسور مي شود.
 آلبوم چيش انتظار به تهيه كنندگي مهندس هومان اسدي و علي احمدي به صاحب امتيازي موسسه فرهنگي و هنري دي بـآذر در آبان ماه 1383 وارد بازار شده است.
خواننده ي اين اثر امير ميرشكاري/ نوازنده ي ني انبان: نوذر سعادت پور/ عود: حسين كاوه خو/ ضرب و تمپو دمام و دايره: حسين سنگسر/ تمپو: حميد اكبري/ دايره زنگي و سنج: سيد مهدي علوي/ خواننده ميهمان: سيد روح الله صفوي و دكلمه ي اين اثر توسط اميد غضنفر انجام گرفته كه با همسرايي نيلوفر حميدي و اكبر ابراهيمي در اجراي سازهاي ضربي‌ سينتي سايزر، همراه بوده است.
طراحي و اجراي ديزاين كاست كار هنرمند جوان و با ذوق بوشهري آقاي پوريا بهرام نژاد است كه به جاي خود قابل نقد و تقدير مي باشد.
عنوان كاست تكه كلامي است كه در اكثر ترانه ها به عمد لحاظ شده كه بدعت و تازگي خاصي را به دنبال داشته است. در اين مجال نقد و بررسي دقيق اشعار را به دوستان شاعر مي گزارم تا بهانه اي باشد براي نقد بعدي. هرچند در بعضي از ترانه هاي اين كاست ضعف ترانه سرايي در عنوان كردن موضوعات بديع و نغز و داراي انديشه را به خوبي مي توان به چالش كشاند.
در اين آلبوم هفت قطعه ي موسيقي گنجانده شده كه معرفي و نقد آن در پي خواهد آمد.
طرف اول نوار
1_ شادباش، شعر از عليرضا عمراني
ترانه با فضايي شاد و در خور نام خود شروع شده و تا انتها ادامه مي يابد. در اين ترانه از اشعار و ملودي هاي اصيل بوشهري استفاده شده كه به كار جلوه ي بومي داده است ازجمله اشعار حنابندان:
دوما حنا مي بنده/ به دست و پا مي بنده/ عروس حنا مي بنده/ طوق طلا مي بنده/ اگه طلا نباشه دل به خدا مي بنده و ...بادا بادا مبارك بادا... (واسونك شيراز)
همينگونه: ما محله ي عروسيم/ ما محله ي دوماديم/ صدو پنجاه سواريم/ لي لي مي گذاريم/ سي خاطر دوماد مون عروس دوست مي داريم/ و ...
«لي لي» در اين شعر به جاي «ليره» (به معني پول و شباش) به غلط مصطلح شده است.
و در آخر: دريا كف نشستن، سينه بحري/ جهازم گل نشستن، سينه بحري/ عروس حجله نشستن...
تغيير «سينه برفي» به «سينه بحري» در اين كاست توجيه نداشته و نامأنوس به نظر مي رسد. ضمن اينكه خواننده در اجراي اين قطعه كه به يزله مي ماند خوب ظاهر نشده است. شايد از آن جهت كه زيبايي يزله خواني به عاميانه خواندن آن است.
با توجه به موارد مطرح شده پيرامون اين ترانه در استفاده از اشعار فولكلوريك، بهتر بود قبل از نام آقاي عمراني استفاده از اشعار محلي بوشهر نيز قيد مي شد كه در آينده خلط مبحث نشود.
2_ چيش انتظار، شعر از اميد غضنفر
در اين ترانه هر چند ساز ني انبان همچون روال مرسوم محوريت سازبندي ترانه را به عهده دارد اما عملكرد نوازنده ضرب و تمپو با توجه به برجسته بودن آن در ميكس، قابل توجه است. مورد ديگر نوع همسرايي است كه به نوعي از شيوه ي «پوليفوني» يا چند صدايي استفاده شده است كه با توجه به سوابق آن در ترانه هاي معاصر (موسيقي بوشهر) حديث تازه و مقبولي به نظر نمي رسد. گفتني است مورد ذكر شده در اشكال ساده آن در اكثر ترانه هاي اين مجموعه به گوش مي خورد.
3_ رويا، شعر از اميد غضنفر
اين ترانه بر اساس ملودي ترانه «ليلا ليلا» تنظيم شده و خواننده در اين قطعه نسبت به ساير ترانه ها موفق تر بوده كه به نظر مي رسد بومي بودن ملودي در اين خوانش بسيار مهم بوده است. نوازندگي ني انبان نيز در اين ترانه قابل تقدير است.
4_ بي وفا، شعر از عليرضا عمراني
استفاده از آواز شروه در اين قطعه براي نگارنده با توجه به وجود آوازهاي متناسب با موضوع شعر، توجيه پذير نيست با اين حال اگر ساز عود خواننده را در شروه همراهي مي كرد _ هر چند مرسوم نمي باشد _ پيوند بيشتري بين شروه و سازبندي قطعه ايجاد مي شد. آواز مياني نيز كمتر رنگ بومي داشته و لري به نظر مي رسد. ضمن اينكه اگر اين آواز نبود، هيچ لطمه اي به ترانه وارد نمي ساخت و دو گانگي خواننده اصلي با خواننده ي ميهمان از نظر تحرير و رنگ صدا نيز محسوس نبود.
به هر حال آقاي صفوي از خواننده هاي با آتيه بوشهري است كه بهتر بود از صداي ايشان در موقعيت مناسب تري استفاده مي شد.
طرف دوم نوار
5_ بهار بوشهر، شعر از اميد غضنفر
طولاني بودن دكلمه نسبت به زمان قطعه به مدت 2:35 مي توانست قطعه اي جداگانه باشد. ضمن اينكه به نظر نگارنده اگر تمپو و آكسان هاي دكلمه متناسب با ضرب آهنگ مكالمات عاميانه در بوشهر صورت مي گرفت با ريتم و تناليته ساز نزديكي بيشتري مي يافت. لازم به توضيح است. تند بودن ريتم در موسيقي و نوع فاصله هايي كه در موسيقي بوشهر مرسوم است، بي ارتباط با لهجه ي متداول در بوشهر نيست. با اين حال در توانايي دوست ارجمندم جناب آقاي اميد غضنفر در سرودن و دكلمه اشعار ترديدي نيست.
لازم به توضيح است ملودي اين ترانه داراي پتانسيل خوبي بوده و تنظيم آن نسبت به ساير ترانه هاي مجموعه موفق تر به نظر مي رسد.
6_ بي قرار، شعر از هادي زارعي
استفاده ي كليشه اي و تكراري از صُندها و افكت هاي رايج در موسيقي غرب و استفاده بي مورد از دف و طبله هندي به وسيله ي سينتي سايزر، با توجه به بي ارتباط بودن موضوع و همينگونه ملودي و ريتم ترانه، نسبت به كاربرد سازهاي مذكور؛ از مواردي است كه از شايستگي اين ترانه كاسته است. با توجه به اينكه مضمون ترانه جنبه ي ملي و ناسيوناليستي دارد بهتر بود از صندها و افكت هاي بيگانه استفاده نمي شد.
7_ يار مهربون، شعر از عليرضا عمراني
عاشقانه ايي دل چسپ از عليرضا عمراني كه احمدي در حد قابل قبولي از عهده ي آن بر آمده است و در نوع خود قابل تقدير است. همينگونه جا دارد هنرنمايي نوازنده تمپو _ هر چند محدود _ نيز مورد توجه قرار گيرد كه بدون ترديد از آينده اي درخشان برخوردار است.  
8_ پيشكش
اين قطعه كه آرم استيشن كاست «چيش انتظار» مي باشد از به هم چسپاندن قطعات مختلف اين مجموعه تنظيم شده تا جاي خالي نوار را پر كند. اين قطعه يكنواختي نسبي و گريز ناپذير آهنگساز را در اين مجموعه نشان مي دهد. چه اغلب قطعات، وارياسيوني است از نمونه اي انتزاعي كه احمدي سخت تحت تأثير آن بوده است.
قابل ذكر است كه ضبط و ميكس اثر نيز از آن جهت كه براي اولين بار توسط يكي از هنرمندان بوشهري شكل گرفته است، قابل تقدير است و بايد به فال نيك گرفت. هر چند آقاي ابراهيمي در اين كار به موفقيت لازم دست نيافته و استعداد آن را دارد كه خلاقيت بيشتري را از خود نشان دهد؛ اما با توجه به نداشتن پشتوانه ايي آكادميك، تجربه لازم و امكانات مناسب، پيشرفت قابل توجه اي داشته و آينده ايي روشن و بادوام را براي او پيش بيني مي كنم.
نوع چيدن سازها و ميكس آن، استفاده از اكولايزر و افكت هاي متناسب، هماهنگي بالانس سازها با يكديگر و در نهايت باصداي خواننده، جدا از داشتن تكنيك در زمينه ي صدابرداري، ذوق هنري و تخيل صدابردار را مي رساند و اين واقعيت را مي پذيريم كه اكثر كارهايي كه درHome studio ضبط مي شود داراي كيفيتي رضايت بخش نمي باشند. چون يك استديو حرفه اي نياز به سرمايه گذاري هنگفت محل آكوستيك مناسب و همينگونه ميكروفون هاي مناسب دارد.
در پايان به آقاي احمدي و گروه نونوا خسته نباشيد مي گويم و مشتاقانه منتظر كارهاي بعدي اين گروه و ديگر هنرمندان بوشهري مي مانم.
 
آيا واقعاً چيش انتظار، انتظار شنونده هاي بوشهري را برآورده كرده است؟ نظر شما چيست؟