• در طول ماه‌هاي گذشته سه چهار بار به‌عنوان نماينده موسيقي ايران در كشورها مختلف حضور داشته‌ايد. چگونه به اين موقعيت دست يافته‌ايد؟

من اين موقعيت را در درجه اول موفقيت در جذب مخاطبان جهاني موسيقي نواحي ايران مي‌دانم. البته گروه ما نسبت به ساير گروه‌هاي مورد نظر براي اين‌گونه اجراها از امتياز و تجربه‌هاي لازم برخوردار بود و به همين دليل اين افتخار را داشتيم تا بتوانيم در عرصه‌هاي جهاني حضور داشته باشيم.

  • كنسرت بسيار موفقي در چين داشتيد، علت اين موفقيت را در چه چيزي مي‌دانيد؟

گروه ما تجربه  اجرا در جام جهاني 2006 آلمان را داشت و از طرفي موسيقي پرتحرك جنوب ايران اين امكان را به ما مي‌داد تا در جو ورزشي المپيك پكن اجراي قابل‌قبولي داشته باشيم. در اين بين توضيح ما در بين اجراي قطعات در برقراري ارتباط با آنها با توجه به مراودات تاريخي بوشهر و چين بسيار مؤثر بود. مثلا براي آنها جالب بود كه از زمان‌هاي گذشته نام چين و ماچين در ترانه‌هاي  منطقه  بوشهر وجود دارد و يا اينكه اولين بار دريانورد بزرگ چيني «چنگ خه» در حدود شش قرن پيش به منطقه ما مسافرت كرده است.

  • اخيرا نيز در دانشگاه‌هاي مسكو و همين طور در كشور قطر هم برنامه داشتيد در مورد اين برنامه‌ها هم توضيح بدهيد؟

مهم‌ترين برنامه‌هاي گروه ما در مسكو اجرا در مؤسسه آسيا و آفريقا وابسته به دانشگاه دولتي مسكو و همين‌گونه ورك شاپ من با اجراي گروه ليان در دانشگاه موسيقي چايكوفسكي بود كه اين دانشگاه يكي از معتبر‌ترين دانشگاه‌هاي موسيقي در سطح جهان است كه با استقبال خوبي روبه‌رو شد. در ماه گذشته نيز سه اجرا هم در آمفي تئاتر ملي قطر داشتيم.

  • فكر نمي‌كنيد حضور شما اين تلقي را در كشورهاي ديگر به‌وجود بياورد كه موسيقي ايراني چيزي است كه گروه ليان اجرا مي‌كند؟

گروه ليان تنها يك نمونه از گروه‌هاي فعال موسيقي ايران است. من هميشه قبل از هر برنامه به اين موضوع اشاره مي‌كنم. مخاطب ما هم مي‌داند كه كشور بزرگ ايران داراي موسيقي بسيار متنوع و غني‌اي است.

  • نظرتان درباره اجراي گروه‌هاي موسيقي ايراني در آن سوي مرزها و برخورد مخاطبان ايراني و غيرايراني چيست؟

به‌طور قطع اين موضوع مي‌تواند در جهاني شدن موسيقي و معرفي فرهنگ بزرگ ايران زمين نقش مهمي داشته باشد. البته اين مهم به‌دليل سياست‌هاي فرهنگي حاكم كمتر مورد توجه مسئولان فرهنگي ما قرار گرفته است. در مورد استقبال مخاطبان از موسيقي ايراني در خارج از كشور با توجه به عدم‌اطلاعات من از ساير گروه‌ها نمي‌توانم ارزيابي دقيقي از اين موضوع داشته باشم. از طرفي براي اين جمع بندي بررسي مولفه‌‌هاي مهمي چون شرايط تبليغات ، محل و سالن‌هاي اجرا بسيار مهم است.

  •  عمده تلاشتان در ارائه آلبوم «سيراف» بر چه اساسي استوار است؟

معرفي موسيقي بوشهر و توانمندي‌هاي اين نوع موسيقي در فرم‌هاي مختلف و در نتيجه جلب مخاطبان جديد. آلبوم‌هاي قبلي من اغلب با سازبندي سنتي مرسوم در بوشهر ارائه شده بود اما اين بار تصميم گرفتم تا با توجه به همكاري با آقاي بابك شهركي دست به تجربه تازه‌اي بزنم كه تا حد زيادي مديون ايشان هستم.

  •  آيا فكر مي‌كنيد با انتشار اين آلبوم چيزي به رپرتوار موسيقي بوشهر افزوده شده است يا نه؟

يكي از مهم‌ترين مواردي كه در كنار معرفي فرم‌هاي اصيل و ناشناخته موسيقي بوشهر دنبال مي‌كنم افزودن رپرتوارهاي جديد و ابتكاري به اين نوع موسيقي است. اين موضوع در اين آلبوم بسيار مشهود است و دوست دارم اين قضاوت را به‌عهده منتقدان و آگاهان اين نوع موسيقي بگذارم.

  • مؤلفه‌هاي اصلي موسيقي بوشهري چيست؟

بومي مليتي بودن اين نوع موسيقي و مردمي بودن آن. موسيقي بوشهر كاملا مردمي است. اين موسيقي معرف تاريخ، فرهنگ، آداب و رسوم مردم منطقه است و ازسويي ديگر معرف آيين و ادبيات ملي و كهن ايراني. چون اين موسيقي شاعراني چون مولوي، فردوسي، نظامي و خيام را نيز در خود دارد.

  • اما به‌نظر مي‌رسد در اين موسيقي ريتم بيش از هر چيز ديگري نقش دارد؟

با نظر شما موافقم. ريتم قلب و به نوعي تمام وجود اين نوع موسيقي است البته منظور من صرف سازهاي كوبه‌اي و ريتم آنها نيست!

  • بي شك در دنياي معاصر ريتم بيش از ساير بنيان‌هاي موسيقي مورد توجه است. از آنجا كه موسيقي بوشهر به شكل خاصي با ريتم در ارتباط است، فكر مي‌كنيد موسيقي شما تا چه حد قابليت جهاني شدن دارد؟

من در جواب اين سؤال توجه شما را به يك آمار جالب جلب مي‌كنم. موسيقي بوشهر اين پتانسيل را داشته كه تا‌كنون در ايالت‌هاي مختلف آمريكا، كانادا، استراليا، آلمان، فرانسه، سوئيس، هلند، ايتاليا، يونان، كرواسي، روسيه، تركيه، تركمنستان، ارمنستان، سنگاپور، چين، كره، عمان، كويت، قطر، امارات، بحرين، عربستان و بسياري از كشورها به دفعات اجرا داشته باشد. اين آمار حاكي از قابليت جهاني شدن اين موسيقي است.

  • ارزيابي‌تان از وضعيت موسيقي نواحي مختلف ايران چيست؟

آنچه كه بيش از هر چيز در اين حوزه مشهود است كم توجهي به اين نوع موسيقي از جانب مسئولان ذيربط است. كافي است شما به لغو جشنواره‌هاي موسيقي نواحي كه به همت استاد درويشي رونق گرفته بود توجه كنيد و يا به سياست فعلي جشنواره موسيقي فجر و يا حتي از همه اسفبار‌تر كارنامه خانه موسيقي را در حفظ و اشاعه موسيقي نواحي ايران بررسي كنيد تا متوجه شويد كه موسيقي نواحي ايران به‌عنوان مهم‌ترين ميراث موسيقي تا چه اندازه مورد كم مهري قرار گرفته است. البته اين انتقاد‌ها به اين معني نيست كه فعاليت‌هاي هنرمندان موسيقي نواحي بي‌نقص است!