اندر حكايت مولي المرشدين حكيم دکتر الارشادی و مخالفتش با نی انبان
سفرنامه باقر خودرو قبا كلكياني به ابوشهر: اندر حكايت مولي المرشدين حكيم دکتر الارشادی و مخالفتش با نی انبان
به تصحیح مهدی جهانبخشان
آن ملجا رسانه، آن صاحب مديريت مدبرانه، آن مخالف ني انبان و چنگ و چغانه، آن مدير دانا، آن آدم ناخوانا، آن مدير كل سرمدي، مولانا اكبر الحكما واعظم الفضلا، دکتر يونس محمدي بر صدر مجلس كارگزاران استاني مقام بود و بر اداره ارشاد صدارت داشت و او را مولي المرشدين خواندندي. زآن روي كه ارباب رسانه و ارباب ترانه و ارباب فيلمنانه و نمايشانه و خطانه را ارشاد مي فرمود كه مبادا به كجراهه نيفتند وموجب استهلاك خود نگردند.
گويند كه تا ميفرمود: «ار..» همه ارشاد مي شدند. نقل است كه: بسيار خاكي بود، آنچنان كه يك روز خود را در محوطه ارشاد بتكاند كه از او بيست بار خاك در محوطه فراهم آمد و دو لودر به مدت سي واندي ساعت خاكها را بر كمپرسي بريختند و به جاي ديگر منتقل نمودند. زين سبب است كه بدانجاي خاكستان گويند.
راويان حكايت كنند كه: او را با ني انبان سر سازگاري نبود. گفتند: ياشيخ! ترا چه سبب باشد كه ني انبان را بر نتابي و دستور فرمايي كه صوت آن در ابوشهر فسرده گردد؟ حال آنكه به ديگر بلاد همچون شيراز و تهران و چين و ماچين و هند و بلاد كفر و بلاد فرنگ تا اين صوت مسموع گردد همگان به وجد آيند.
شيخ ما بفرمود: من خود نخواهم از پس پرده ، دستور است و مرا كاري جز اطاعت نيست زيرا كه بيم سياست مي رود.
گفتند: مگر ني انبان چيست؟ گفت: پوستي باشد از حيواني دهشتناك به نام بز، كه هنگام حيات با صدايي مهيب فرمايد: «بع،ع،ع،ع،ع،ع» و نيز دو شاخ برنده بر سر دارد كه سقف آسمان را بشكافد و چون آدمي محتاط نباشد، بر قفاي تنبان نيز صدمه رساند.
ني انبان نوازان اين حيوان پليد را سر ببرند و ني در دهانه آن استوار سازند و اندر آن هوا اندازند، پيكك ني انبان را در دهان گذارند، انگشت بر ني هفت بند نهاده و از ني انبان صوت مسموم متصاعد گشته و بفرمايد: «ليري، ري، لي، ري، ري، ليري...»
روزي در مجلسي حكيم ما مولانا دکتر يونس محمدي بر بلندي نشسته بود و از مخافت ني انبان بيانات مي فرمود، شيخ ما مي گفت: شبي در خواب ديدم كه عجوزه اي بر من ظاهر شد. گفتم: نامت چيست؟ گفت:دي خدركل غلمسين! وآن عجوزه به نار آغشته بود . گفتم: زچه روي غرق در آتشي؟ گفت: بدان سبب كه در عنفوان برنايي به مجلس عروسيم، ، ني انبان و طرب و ترانه برپا بود.
واين حكايت بر والده ي والده، و، والده ي والده ي والده، و، والده ي والده ي والده ي والده نيز اتفاق افتاده بود و ما از آن پند نياموختيم. و اكنون همه آنها كه اين صوت مسموم را مسموع افتاده اند در آتش باشند.
مجلسيان از اين حكايت كه مولاي ما ميفرمود، به گريه افتادند و سنان به دست گرفتند كه بر اشكم بنهاده و آن را بدرانند. پس،حكيم دکتر يونس محمدي بفرمود: stop ...برويد و ني انبان را بدرانيد كه اين كار به صواب باشد.
از اين فرمان، محسن شريفيان فریب خورده و حيدريه ملعون و احمدي منفور به هراس افتادند و به كنام اندر، پناه آوردند و مردمان ابوشهربر اين مدير خاكي با اخلاص درودها فرستادند.
محسن شریفیان(زاده ۱۳۵۴ در بندر بوشهر) خواننده، نوازنده، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی ایرانی است.او دارای لیسانس علوم اجتماعی با گرایش پژوهشگری اجتماعی میباشد.وی نوازندگی سازهای موسیقی بوشهر را با ساز نیانبان و نیجفتی از سال ۱۳۷۱ شروع نمود و در سال ۱۳۷۲ با تشکیل گروه موسیقی لیان فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد. شریفیان از سال ۱۳۷۴ با چاپ اولین مقاله خود در هفته نامه آینه جنوب پژوهش در موسیقی جنوب کشور را آغاز نمودهاست.